X
تبلیغات
رایتل

انتخابات و...

شنبه 11 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 08:19 ق.ظ

انتخابات تمام شد با همه ی تلخیهایش از عدم اجماع اصولگرایان گرفته تا جرزدنهای بچه گانه ی کروبی(رئیس حزب پنجاه تومانی دوستان ایران اسلامی یا مجمع پنجاه تومانی دوستان مبارز).وبا همه ی زیباییهایش از تایید صلاحیت معین گرفته تا پیروزی احمدی نژاد یا بهتر بگویم مردم.

******

و باز هم مثل همیشه نق زدنهای روشنفکر نماهای وطنی (چه اینور آبی چه آنور آبی) که از روشنفکری فقط ریش تراشیده اش را دارند و ادکلن فرانسوی و بعضاٌ کراواتی شروع شد.

-تقلب در اتخابات

-مرگ آزادی

-صدای پای فاشیسم

-عوام زده (یا به قول خودشان پوپولیست ) بودن جامعه ی ایران و...

این چند مورد درونمایه ی اکثر مقالات مطبوعاتی و اینترنتی اخیر به اصطلاح روشنفکران وطنی بود.

از نظر اینها هر وقت مردم ایران در جهت افکار آنها حرکت کنند مردمی آزادیخواه ، توسعه یافته ، فهیم و متمدن هستند.واگر خدای ناکرده خواست مردم ذره ای با خواسته ها و ایده آلهای آنها متفاوت شود همین مردم می شوند عقب مانده، عوام ،  نفهم و چه و چه.

راستی اینروزها جای جلال خالی ست.

****

دیشب داشتم آینه ی جادوی شهید آوینی رو می خوندم. به طور اتفاقی به سطور زیر برخوردم
که موضوعش بی ربط به مسائل امروز جامعه ی ما نبود.خواندنش خالی از لطف نیست.

 ***

بنده از فیلم انتظار شق‌القمر ندارم و بنابراین، با صراحت می‌گویم که از فیلم‌ «تعقیب سایه‌ها» خوشم آمد. غالب منتقدین و دست‌اندرکاران سینما می‌پندارند که فیلم باید یک «بیانیه‌ی روشنفکرانه» باشد و بر این اساس اصلاً «تعقیب سایه‌ها» را نمی‌توان داخل در سینما محسوب داشت. اگر حرف آقایان درست باشد، پس باید سینماها را برچید و همه را به بنیاد شهید داد که داروخانه کند و کانون‌هایی مثل «کانون فیلم کذایی» تأسیس کرد و اسم‌نویسی کرد و کارت داد و... آدم‌هایی را هم که دک و پز روشنفکری ندارند به سینما راه نداد. اما این‌طور نشده است و بدتر از همه آنکه بلیت هم می‌فروشند و مردم اگر از فیلم خوششان نیاید به سینما نمی‌روند و بلیت نمی‌خرند و خوب، همه چیز خراب می‌شود. پس بالأخره سینما چیست و فیلم چه باید باشد؟
اگر آدم رودربایستی‌ها را کنار بگذارد و با خودش و دیگران روراست باشد و واهمه‌ای هم از داد و قال روشنفکران نداشته باشد می‌فهمد که این معضلی لاینحل نیست و بالعکس، آن‌قدر ساده است که با مختصری عقل می‌توان فهمید.
 ***
سینما قبل از هر چیز از آنِ مردم است و مردم هم از بغرنج‌اندیشی‌های روشنفکرانه فارغ هستند. مردم مشغول زندگی هستند، خیلی ساده و طبیعی، و دوست دارند به سینما بروند و در سینما واقعیات زندگی خود را کشف کنند. سینما می‌تواند واقعیت را بدون حشو و زوائد آن، شسته و رفته و منقح در معرض تماشا بگذارد و در عین حال از این خاصیت شگفت‌انگیز برخوردار است که خود را به مردم بقبولاند.
***
هیئت انتخاب جشنواره‌ی فجر فیلم «تعقیب سایه‌ها» را از قلم انداخت و حتی مونتاژ استادانه‌ی فیلم نیز مورد غفلت واقع شد، چرا که اصلاً ایشان با فیلم‌های حادثه‌ای و جذاب، هرچند فیلمی مثل «تعقیب سایه‌ها» سالم و پرشور و آگاهانه هدفدار، با یک پیشداوری روبه‌رو می‌شوند؛ و این بیماری همیشگی جشنواره‌ی فجر است. این دوستان عنایت ندارند که حتی اگر آرمان جشنواره‌ی فیلم فجر رشد «سینمای متفکر» باشد ـ با صرف نظر از اینکه سینمای روشنفکرمآبی را نمی‌توان نمونه‌ی سینمای متفکر دانست ـ باز هم سینمای متفکر هنگامی رشد می‌کند که همه‌ی پیکر سینما با هم رشد کند. اگر مردم از سینما استقبال نکنند، سینمای متفکر نیز رشد نخواهد کرد، چرا که ناچار است بر پشتوانه‌ی اقتصادی دولت تکیه کند. گذشته از آنکه دولت وسعت تأثیر رسانه‌ای چون سینما را در جهت اعتلای فرهنگی جامعه فراموش کرده و مثل آهویی که مسحور چشم مار شده باشد، فقط به تأیید و تکذیب‌های جشنواره‌های جهانی و منقدان روشنفکرمآب ژورنالیست چشم دوخته است، حتی اگر چنین نبود و دولت واقعاً می‌دانست که چه باید کرد، باز هم صلاح نبود که سینما بر عصای سرمایه‌های دولتی تکیه کند. اگر سینما نتواند این عصا را کنار نهد، هرگز استقلال و رشد نخواهد یافت. اگر غایات انقلاب را نیز در نظر داشته باشیم باز هم با این سینمای متظاهر غرب‌زده که چشم امید به تحسین و تمجید جشنواره‌های جهانی دارد، نمی‌توان به آن دست یافت.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo